تبليغاتX
. . . تمام حرف های من . . .

. . . تمام حرف های من . . .

!..::×زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست ک نخواهد آمد×::..!

به گمانم همين نزديكيست ديروز !

شايد همين جا در آغوش خودم

ندانستم كي و چرا .

اصل وجودت همه شد من

من همه تو ...

شايد به دروغ

شايد كه غرور

شايد به ميان كلمات من غلط خسته شدم .

شايد كه زماني تو و دل خسته و گمراه در اين راه دراز

درهمان جا كه قرار شب جمعه من و توست

دلباخته و همراه شويد

به گمانم به نزديكي دل

اندر اين دام بزرگ

در همان شب جمعه كه گفتم دلباخته شويم

شايد فرجي شد

چه بگويم آخر

من همان شب زده بيچاره كوچه مهتابم

من همان مدعي دروغين توم...

به گمانم همين نزديكيست فردا!

. . . . . . . .

فردا سالگرد!

فك كنم بعد از ___* يه بيست صفحه اي دست نوشته رو پاره پورش كرده باشم!

فردا سالگرد!

اعلاميه ها رو چسبوندم

فردا سالگرد!

___* داديم؟ به جهنم

فردا سالگرد!

براش خيلي نوشتم ولي نشد

فردا سالگرد!

هنوز كور سوي اميدي هست

فردا سالگرد!

رفتم اصفهان برگشتم

فردا سالگرد!

خواب بدي رو كه ديده بودم (اونم تو قطارررر ) زنگ زدم به اون كه بهش مربوط ميشد گفتم . گفت چه بهتر . بميريم راحت شيم...

فردا سالگرد!

* ك-ن-ك-و-ر(ميگن نحس واسه همين جدا نوشتمش!)

+نگاشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 2:37 به دست خط فرشید |
روزت مبارک

آسودگي از محن ندارد مادر

 آسايش جان و تن ندارد

 مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خويش

ورنه غم خويشتن ندارد مادر

...

+نگاشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 18:20 به دست خط فرشید |
روزی روزگاری! شاید!
+نگاشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 18:18 به دست خط فرشید |
روزی روزگاری! شاید!
+نگاشته شده در شنبه یکم تیر 1387 0:13 به دست خط فرشید |