هنوز آن پراید سفیدت را داشتی، می رفتیم از سربالایی گاوازانگ بالا ، حرف می زدیم ، رویا می بافتیم
، به دنیا بد و بیراه می گفتیم ، سیگار می کشیدیم و تنهایی بزرگمان را چال می کردیم پشت کوهها و
برمی گشتیم .
دلم برای خانه کوچکتان تنگ شده ، برای خنده های سه نفره مان ، برای آن روز پائیزی جاده تبریز ، برای
مسافرت های کوچک یک روزه مان ، برای توسری های مهربانانه تو و پری ؛ دلم تنگ شده برای کودکی
گردوی کوچک .
دلم برای محمد تنگ شده ... دلم برای محمد خیلی تنگ شده ... دلم برای محمد خیلی خیلی تنگ
شده ...
دلم تنگ شده لعنتی ، می فهمی ؟!
--------
حالا تمام این حرف ها رو از طرف من تصور کن! البته انحرافات اخلاقیش رو خودتون سانسور کنین ![]()
سلام
------------
خیلی وقت بود اینشکلی سلام نداده بودم !
----------------------------------------------

حرف واسه گفتن زیاد هست منتهاش هیچ حسی واسه انتقال حرف هام نیست
(به قول یارو گفتنی لعنت خدا به این سه شنبه ها ! شاید هم یکشنبه هفته پیش که اساسی ضایع
شدیم و وبگذریم که امروز دوشنبست )
دانشگاه رو هم که کلا بیخیال! چون جز تداعی خاطرات مدرسه چیزی نداره ! صبح برو ظهر بیا !
تنها تفاوتش هم که کاملا تابلو و ضایعست که چیه دیگه !
هر کاری کردم نشد زبان پیش رو حذف کنم ! من چه جوری ثابت کنم بالای ۴۰ زدم؟؟؟
تنها مزیتی که داره اینه که بومی هستم و ترم بالایی ها حرفی واسه گفتن ندارن :دی ( ح که
اینو دیده بود کلی حال کرده بود باهاش . زندگیه دیگه چی کار کنیم)
خوشبختانه شنبه تعطیله !
صفاریان تو رو خدا اینقدر تند تند نگو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بزار بنویسمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
در این لحظه من جیغ میزنم و از کلاس..
-------------------------------------
پ.ن: تو وب محمد یه پست دیدم که خیلی وقت بود میخواستم یه همچین چیزی بنویسم . حالا که اون نوشته من فقط کپیش میکنم . با اجازه.
شدیدا به یک نفر احتیاج داریم که وقت آزاد کافی داشته باشه که بتونه اجاره بده . رهن بده . بفروش
برسونه یا مرامی قرض بده! به خدا واسه خودم نمیخوام.
--------------------------------------
مشکل ما حل شود با گل روی مهدی(عج)...ازچه خاموش نشستی صلواتی بفرست...
ولی قسمت اینه
که چشمای کورم
به راهت بشینه
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات
کسی در نیاورد
که هر کی
تورو خواست
یه روزی بد اورد
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم
واسه من که
بر عکس کار زمونه
یکی نیست که
قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم
ولی فسمت اینه
که چشمای کورم
به راهت بشینه
هنوزم
زمستون به یادت بهاره
تو قلبم
کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم
ساز نا سازگاره
سکوتم به جز تو
صدایی نداره
تو خواب و خیالم
همش فکر اینم
که
دستاتو یازم
تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب
پریدم که بازم
با چشمای کورم
به راهت بشینم
سر از کار چشمات
کسی در نیاورد
که هر کی
تورو خواست
یه روزی بد اورد
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم
--------------------
فعلا بدون شرح!
==========
پست قبل تسیلتی بود برایEmma
--------------------
بغض و آه و تسلیت ...
جز این چیزی برای گفتن نیست...
ولی الان داری یه پست رو که تو یکی از بد ترین حالت های عصبی که به یه آدم دست میده رو میخونی!
رک بگم! اعصابم خورده .
همین !
---------------
زندگی زیباست
زندگی سرخ است
شاید اندکی سبزتر شاید کم رنگتراز آبی باشد!
زیباست ! شاید به زیبایی یک سیب کرم خورده!
شایدتلخ
شاید به به زیبایی آبی
زندگی طعم است !
زندگی سرخ است
چه کسی گفته زندگی جاریست؟
زندگی بد است
شاید به بدی پاییز
زندگی دوریست
آری! دوریست!
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم !
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او او را دوست داشتم !
وقتی او تمام کرد من شروع کردم !
وقتی او تمام شد من آغاز شدم !
و چه سخت است تنها متولد شدن مانند تنها زندگی کردن . . .
مثل تنها مردن . . .
.
.
.
.
.
.
:دل تنگ.خیلی.توام.بیشتر.کجایی.از.آخه.اینا.مردم.دارم.بابا.هواتو:
-----------
خوشم میاد هیچ کس سوتی پست تولدم رو نفمید!

