وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او او را دوست داشتم. وقتی او تمام کرد من شروع کردم . وقتی او تمام شد من آغاز شدم . و چه سخت است تهنا متولد شدن مانند تنها زندگی کردن است. مثل تنها مردن ... × زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست که نخواهد آمد... تو نه در دیروزی و نه در فردایی.. ظرف امروز پر از بودن توست..زندگی را دریاب... ×